پدیدآورنده: محمدحسن قدردان قراملکی ،
،
یادآوری ضروری:
نوشتار زیر، گرچه به یک موضوع اختلافی میپردازد و ممکن است در دیدگاه پارهای از اهل سنت و یا شیعیان وحدتگرا، سوژهای نامناسب جلوه کند، اما واقعیت آن است که سنت عزاداری با لعن و نفرین یزید (خلیفه دوم اموی) همراه بوده است . بیان این نکته که شیعیان در این باور و رفتار موافقانی از اهل سنت دارند، میتواند متعصبان اهل سنت را آرام سازد و از بدبینی و اتهام به شیعه بازدارد .
«پگاه»
تاریخ از یزید به عنوان یک حاکم ستمگر و شخصی فاسق و با ناهنجاریهای اخلاقی یاد کرده است . انهدام کعبه و محاصره شهر مدینه و کشتار اهالی آن به دلیل عدم بیعت و از همه مهمتر جریان کربلا و به شهادت رساندن امام حسین (ع) که قداست و شخصیت و قرابت وی با پیامبر اسلام (ص) قابل تردید نیست، موجب تنفر و انزجار مسلمانان را فراهم کرده است . شیعیان و همچنین مردم اهل سنت، تنفر و انزجار خود را با لعن به یزید و حمایت از نهضتحسینی و زنده کردن آن نشان میدهند .
شاید این توهم به وجود آید که لعن یزید به مکتب شیعه اختصاص دارد و اصولا اهل سنت از یزید به نیکی یاد کرده، حداقل مخالف لعن وی باشند . نیم نگاهی به تاریخ و دیدگاههای بزرگان اهل سنت، بطلان توهم فوق را ثابت میکند .
نخستبه این نکته اشاره میکنیم که فسق و فجور او در میان اهل سنت مورد اجماع و اتفاق است و اختلاف در دو مسئله مطرح است: یکی درباره کفر یزید که آیا وی با این اقدامات خود از اسلام خارج و کافر شده استیانه؟ مسئله دوم لعن یزید با ذکر اسم وی میباشد . عالمان اهل سنت که فاسق بودن یزید را میپذیرند، درباره لعن وی دو گروه شدهاند: گروه اول معتقدند که اعمال فسق و فجور یزید و کشتار بیرحمانه مردم مکه و حادثه کربلا دلیل جواز لعن یزید است; گروه دوم مدعیاند که اعمال فوق مجوز لعن نمیشود، و لعن به اسم یزید متوقف بر کفر او است و چون کفر یزید محرز نیست، لعن او جایز نیست . گروه دوم در عین حال قایل به جواز لعن به صورت عام هستند; مثلا: «لعنتخدا بر قاتل و قاتلان حسین و راضیان به آن» .
با این توضیح به صورت مستند به آرای چند عالم معروف اهل سنت در فاسق بودن یزید و جواز لعن وی اشاره میشود . نکته قابل ذکر اینکه لعن در لغتبه معنای دوری و تنفر است و وقتی گفته میشود «لعنتخداوند بر شخص خاص باد» مقصود از آن دوری رحمت و عنایت الهی از او است .
عبدالله بن حنظله: وی که فرزند حنظله غسیل الملائکه استبا حکومتیزید بیعت نکرد و در مدینه یکی از رهبران مخالف بود . وی دلیل قیام و مقابله با یزید را اعمال فسق او مانند نکاح با محارم، شرب خمر و ترک نماز ذکر میکند .
والله ما خرجنا علی یزید حتی خفنا ان نرمی بالحجارة من اسماء انه [یزید] رجل ینکح امهات الاولاد و البنات و الاخوات و یشرب الخمر و یدع الصلوة . (1)
امام احمد بن حنبل: وی که معمار و مؤسس فقه حنبلیه اهل سنت است، در پاسخ به سؤال عبدالله فرزند خود، از جواز لعن یزید، به ورود لعن وی در قرآن اشاره میکند و میگوید: «کیف لا یلعن من لعنه الله تعالی فی کتابه» . (2)
عبدالله که از پاسخ پدرش غافلگیر شده بود، با حالت تعجب از پدرش پرسید که من همه قرآن را تلاوت کردهام و در آن لعن یزید را نیافتم . «فقال عبدالله: قرئت کتاب الله عز و جل فلم اجد فیه لعن یزید» .
امام احمد بن حنبل در پاسخ به آیه ذیل استشهاد کرد:
«فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم، اولئک الذین لعنهم الله فاصمهم و اعمی ابصارهم» . (3)
ابوحنیفه و مالک: مؤسس فقه حنفیه و مالکیه اهل سنتبنا به گزارش ابن عماد، با لعن یزید موافق بودند و دلیل آن را قماربازی و دائمالخمر بودن یزید ذکر میکنند . (4)
ابن خلدون: وی یزید را فاسق معرفی میکند و قیام امام حسین (ع) را به دلیل ظهور و آشکار شدن فسق یزید میداند .
«و اما الحسین (ع) فانه لما ظهر فسق یزید عند الکافة من اهل عصره فرای الحسین ان الخروج علی یزید متعین» . (5)
وی شرط عدم قیام علیه حاکم وقت را عدالت وی میداند که در یزید منتفی بود و لذا ابن خلدون شهادت امام (ع) توسط یزید را از اعمال تاکیدکننده فسق وی بر میشمارد و حضرت را شهید و عادلترین زمان خود توصیف میکند: (6)
و اعلم انهم ینفذ من اعمال الفاسق ما کان مشروعا و قتال البغاة عندهم من شرطه ان یکون مع الامام العادل و هو مفقود فی مسالتنا . (7)
وی به نقد دیدگاه ابوبکر بن العربی میپردازد که به تخطئه حرکت امام (ع) و تصحیح رفتار یزید معتقد بود . ابن خلدون دلیل خطای ابن عربی را غفلت وی از شرط عدالتحاکم ذکر میکند .
«و هو غلط حملته علیه الغفلة عن اشتراط الامام العادل و من اعدل من الحسین فی زمانه فی امامته و عدالت» . (8)
ابن حزم: وی در نقد توجیه رفتار یزید توسط امثال ابن عربی با تمسک به تاویل، خاطر نشان میسازد که رفتار یزید، صرف بغی بود; چرا که غرض وی تنها دنیا و حفظ سلطنتخود بود .
«قیام یزید بن معاویه لغرض دنیا فقط فلا تاویل له و هو بغی مجرد» . (9)
سیوطی: وی با صراحت در لعن یزید میگوید:
«لعن الله قاتله (ع) و ابن زیاد و یزید ایضا» . (10)
ابن تیمیه: وی که از عالمان نامی اهل سنت است، یزید را فردی معرفی میکند که از او وقایع و اعمال پست و منکری مانند واقعه حرة سر زده است . وی در کتاب خود «راس الحسین» یادآور میشود که امام احمد بن حنبل به دلیل فسق، از یزید نقل حدیث نمیکرد . و در باره چگونگی رفتار یزید با امام (ع) متذکر میشود که وی در مقابل حضرت به وظیفه دینی و واجب خود عمل ننمود و با حضرت عادلانه رفتار نکرد . این در حالی است که از احدی نقل نشده است که آن حضرت بر طریق سوئی بود که استحقاق حد را داشته باشد .
یزید بن معاویة قد اتی امورا منکرة . . . و لاقام [یزید] بالواجب فی الحسین و اهل البیت (رضی الله عنهم) و لم یظهر له من العدل و حسن السیرة ما یوجب حمل امره علی احسن المحامل و لا نقل احد انه کان علی السوء الطریق التی توجب الحد . (11)
امام قرطبی: وی نخستحدیث ابوهریره را از پیامبر (ص) نقل میکند که فرمود: «هلاک امتی علی ید اغیلمة من سفهاء قریش» .
ابوهریره در ذیل حدیث فوق گفته بود که اگر بخواهم میتوانم آن را مشخص کنم .
«لو شئت ان اقول بنی فلان و بنی فلان لفعلت»
قرطبی آنگاه مصادیق حدیث فوق را «یزید» ، «عبید بن زیاد» و دیگر پادشاهان بنیامیه ذکر میکند .
«و کانهم - والله اعلم - یزید بن معاویة و عبیدالله بن زیاد و من تنزل منزلتهم من احداث ملکوک بنیامیه» . (12)
قرطبی یکی از فصول کتاب خویش را به مقتل امام حسین (ع) اختصاص میدهد و از آن چنین تعبیر میکند: «باب ما جاء فی بیان مقتل الحسین رضی الله عنه و لا رضی عن قاتله» . (13)
ابن حجر: وی نخست آرای مختلف در کافر یا مسلمان بودن یزید را گزارش میکند و فسق و خبیثبودن او را مسلم ذکر میکند: «و علی القول بانه مسلم فهو فاسق شریر سکیر جائر» . (14)
وی کفر یزید را برنمیتابد و لذا مخالف وی است; با این حال، وی را فاسق و خبیث میشناساند .
«لایجوز لعن یزید و ان کان فاسقا خبیثا» . (15)
قایلان به کفر
در آغازین مقاله گفته شد که فسق و فجور یزید، مورد اتفاق علمای اهل سنت است; اما برخی دیگر یزید را کافر معرفی میکنند که اینجا به بعضی اشاره میشود:
ابن عقیل: وی - بنا به نقل سبط ابن جوزی - یزید را کافر و دلیل مدعای خود را اشعار کفرآمیز وی در مجلس اسرای کربلا در شام ذکر میکند که معروفترین مصرع آن عبارت است از: «لا وحی و نبی منزل» .
«و مما یدل علی کفره و زندقته اشعاره التی افصح بها بالالحاد و ابان عن خبث الضمائر و سوء الاعتقاد» . (16)
مجاهد: وی که از مفسران متقدم است، با اشاره به اشعار یزید در مجلس اسرا میگوید: «نافق فیها» . (17)
سبط بن جوزی: وی بعد از نقل رای ابن عقیل به تایید دیدگاه وی میپردازد . (18)
تفتازانی: وی از متکلمان برجسته اهل سنت است و بر خلاف توجیه بعضی، یزید را مسبب اصلی شهادت امام (ع) معرفی میکند که خودش بدان امر کرده و راضی بود; پس جای تردید در لعن و کفر وی نیست:
والحق ان یزید یقتل الحسین (رض) و استبشاره بذلک و اهانته اهل بیت النبوة مما تواتر معناه و ان کانت تفاصیله آحادا فنحن لا نتوقف فی شانه بل فی ایمانه لعنة الله علیه و انصاره و اعوانه . (19)
آلوسی (صاحب تفسیر روح المعانی) : وی که مفتی اعظم اهل سنت عراق بود، در تفسیر خود در مواضع متعدد به این مسئله پرداخته است، و درباره لعن یزید صراحتا از آن دفاع میکند:
لا توقف فی لعن یزید لکثرة اوصافه الخبیثة و ارتکابه الکبائر فی جمیع ایام تکلیفه و یکفی ما فعله ایام استیلائه باهل المدینه و مکةو الطامة الکبری ما فعله باهل البیت و رضاه بقتل الحسین (علی جسده و علیه الصلاة و السلام) و استبشاره بذلک و اهانته لاهل بیته مما تواتر معناه . (20)
آلوسی نظر نهایی خود را درباره کفر یزید چنین مینویسد:
«ان الذی یغلب علی ظنی ان الخبیث لم یکن مصدقا برسالة النبی (ص . .). و لم یتصور ان یکون له مثل من الفاسقین و الظاهر انه لم یتب» . (21)
امام شوکانی (م 1255 ق) : وی میگوید برخی از اهل علم، راه افراط پیش گرفته و حکم نمودند که این نوه پیامبر (ص) از فرد شرابخوار و دائمالخمر نافرمانی نموده است و حرمتیزید بن معاویه را هتک نموده است . خداوند آنان را لعنت کند! چه سخنان تعجبانگیزی گفتهاند که از شنیدن آنها موی بر بدن انسان راست میشود!
و لقد افرط بعض اهل العلم کالکرامیة و من وافقهم فی الجمود علی احادیث الباب حتی حکموا بان الحسین رضی الله عنه و ارضاه باغ علی الخمیر السکیر الماتک لحرم الشریعة المطهرة یزید بن معاویة لعنهم الله فیا لله العجب من مقالات تقشعر منها الجلود و یتصدع من سماعها کل جلمود . (22)
دیدگاه معاصران: در اینجا به گزارش چند دیدگاه اندیشوران معاصر اهل سنت میپردازیم:
شیخ محمد عبده: او میگوید: «فخروج الامام الحسین (ع) السبط (ع) علی یزید الظالم الفاسق کان حقا موافقا للشرع» . (23)
و در جای دیگر حکومتیزید را حکومت مکر و خود وی را دیکتاتور توصیف میکند و طرفداران او را کرامیه و نواصب میخواند و سپس نفرینشان میکند .
«خروج الامام الحسین سبط الرسول (ص) علی امام الجور و البغی الذی ولی امر المسلمین بالقوة و المکر یزید بن معاویة خذله الله و خذل من انتصر له من الکرامیة و النواصب» . (24)
رشید رضا: وی با وجود این که خروج علیه حاکم جور را تایید نمیکند، اما جریان امام حسین (ع) را از آن استشنا کرده، یزید را شرابخوار و هاتک شریعت الهی میخواند .
«ان الحسین السبط (رض) باغ علی الخمیر السکیر الماتک الحرم الشریعة المطهرة یزید بن معاویة لعنه الله فیا لله العجب من مقالات تقشعر منها الجلود و یتصدع من سماعها کل؟» (25)
اقبال لاهوری
چون خلافت رشته از قرآن گسیخت
حریت را زهر اندر کام ریخت
بهر حق در خاک و خون گردیده است
پس بنای لا اله گردیده است
تیغ بهر عزت دین است و بس
مقصد او حفظ آیین است و بس
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملتخوابیده را بیدار کرد
تیغ لا چون از میان بیرون کشید
از رگ ارباب باطل خون کشید
تار ما از زخمهاش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز
ای صبا ای پیک دور افتادگان
اشک ما بر خاک پاک او رسان (26)
اشارهای به مبانی جواز لعن
در این بخش از مقاله اشارهای به مبانی و ادله فقهی جواز لعن یزید میکنیم:
1 . قرآن
نگاهی به آیات لعن نشان میدهد که در قرآن کریم علاوه بر لعن کفار، اهل کتاب و مشرکان بعضی مسلمانان با عناوین مختلف مشمول لعن الهی میشود . به دیگر سخن، موضوع لعن و ملاک و مجوز آن تنها کفر، شرک نیست، بلکه عناوینی چون قتل عمد، اذیتخدا و رسول الهی، فساد در زمین، قطع رحم، تهمت و ظلم نیز مجوز لعن به شمار میآیند که به بعضی آیات اشاره میشود:
1 . «و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه» . (27)
آیه فوق قتل عمد را موجب آتش جهنم و لعن الهی میداند .
2 . «ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخرة» . (28)
این آیه آزار و اذیتخدا و رسولش را به صورت مطلق، یعنی اعم از مسلمان و کافر موجب لعن خدا در دنیا و آخرت برمیشمارد .
3 . «فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله» . (29)
آیه فوق فساد در زمین و قطع رحم را مستحق لعن الهی ذکر میکند .
4 . «ان الذین یرمون المحسنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الاخرة» . (30)
آیه مزبور تهمتبه زنان پاکدامن را موجب لعن در دنیا و آخرت میداند .
5 . «و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار» . (31)
این آیه نقض عهد الهی و فساد در زمین را موجب لعن و عاقبتبد میداند .
وجه مشترک آیات فوق این است که ملاک لعن تنها کفر و شرک نیست، بلکه لعن الهی بر مسلمانی که دارای یکی از صفات فوق (قتل عمد، آزار خدا و رسولش، فساد در زمین، قطع رحم، تهمت) باشد، شامل میشود . لذا استدلال مخالفان، جواز لعن یزید مبنی بر عدم کفر یزید آشکار میشود که اشاره خواهد شد .
اما تحقق صفات فوق در یزید با نیم نگاهی به منابع تاریخی روشن میشود . فساد یزید در زمین با انهدام کعبه، کشتار و سرکوب قیام مردم مدینه و ترویج قمار و شرابخواری و از همه مهمتر حادثه کربلا روشن و شفاف است .
با انهدام کعبه و کشتار امام حسین و اهل بیت نبوت موجب اذیت و آزار خدا و پیامبر اسلام (ص) را فراهم آورد . همچنین امام حسین که رحم پیامبر اسلام بود و در قرآن و روایت نبوی مورد سفارش اکید قرار گرفته بود، با شهادت آن حضرت، یزید به قطع رحم رسول الهی دست زد این آیه مورد استدلال امام احمد بن حنبل نیز قرار گرفته بود که گذشت .
اما قتل عمد امام حسین (ع) و اهل بیت نبوت و دیگر مظلومان در دوران حکومتش - هر چند به صورت سببی - نیاز به توضیح ندارد .
پس، از نظر قرآن یزید به دلیل اعمال زشت متعدد خود استحقاق لعن الهی را دارد . علاوه بر این که بعضی در اسلام یزید تردید کرده، او را کافر میدانند که در این صورت آیات لعن کافران نیز شامل حال وی میشود .
روایات نبوی
در روایات منقول از پیامبر اسلام (ص) که در کتب اهل سنت گزارش شده است، لعن الهی شامل مسلمانان گناهکار خاص میشود که این جا میتوان به حلال شمردن از عترت پیامبر، آنچه را حرام است، ترک سنت پیغمبر، جاری کردن حد یا قتل بدون حق، اشاره کرد .
1 . «سبعة لعنتهم کل بنی مجاب . . . المستحل من عترتی ما حرم الله و التارک لسنتی» . (32)
در این که یزید به عنوان خلیفه مسلمانان با تظاهر به قماربازی، شرابخواری و کشتن رحم پیامبر (ص) یعنی امام حسین (ع) ترک سنت پیامبر کرده و خون عترتش را که حرام بود، حلال کرد، تردیدی نیست، لذا براساس حدیث فوق یزید استحقاق لعن را دارد .
2 . من احدث او آوی محدثا فعلیه لعنةالله و الملائکة و الناس اجمعین قیل یا رسول الله ما الحدث؟ قال: من جلد بغیر حد لو قتل بغیر حق» . (33)
در این حدیث پیامبر (ص) زدن تازیانه بدون حد شرعی و قتل بدون حق را موجب لعن خدا، فرشتگان و همه مردم میداند . شمول حدیث فوق بر اعمال یزید در کشتار کربلا و اسارت اهل بیت نبوت و دیگر جنایتهای وی روشن است .
از مبانی پیشین سستی ادعای مخالفان لعن یزید، مانند غزالی، ابن صلاح، ابن حجر و ابن تیمیه روشن میشود که مدعی بودند لعن به کفر اختصاص دارد . (34)
پینوشتها:
1 . نقل از: ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، ص 132، طبع قدیم و ص 221 طبع جدید
2 . همان، ص 133 و نیز: آلوسی، تفسیر روح المعانی، ج 26، ص 72 .
3 . سوره محمد، آیه 22 و 23 .
4 . ابن عماد، شذرات الذهب، ج 3، ص 179 .
5 . تاریخ ابن خلدون، ج 1، (مقدمه)، ص 269 و 270 .
6 . همان .
7 . همان، ص 271 .
8 . همان .
9 . ابن حزم، المحلی، ج 11، ص 98 .
10 . سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 231 .
11 . ابن تیمیه، راس الحسین، مندرج در: استشهاد الحسین ابن کثیر، ص 179 و 181، دارالمدنی للنشر و التوزیع، جده، بی تا .
12 . شمس الدین قرطبی، التذکره فی احوال الموتی و امور الاخره، ص 642 .
13 . الصواعق المحرقه، ص 132 طبع قدیم .
14 . همان، ص 133 .
15 . تذکره الخواص، ص 298 .
16 . کتاب الربعلی المتعصب العنید، ص 48 .
17 . رسائل الجافظ، رساله یازدهم، به نقل از همان .
18 . شرح العقاید النسفیه، ص 8 - 247 .
19 . تفسیر روح المعانی، ج 26، ص 72 .
20 . همان، ص 73 .
21 . نیل الاوطار، ج 7، ص 176، دارالجیل، بیروت، بی تا .
22 . تفسیر المنار، ج 12، ص 83 .
23 . همان، ج 6، ص 367 .
24 . همان، ج 12، ص 185 .
25 . کلیات اشعار فارسی اقبال، ص 75، به تصحیح احمد سروش .
26 . نساء، 93 .
27 . احزاب: 57 .
28 . محمد: 22 و 23 .
29 . نور: 23 .
30 . رعد: 25 .
31 . کنز العمال ش 44038 و 44024، ج 16، ص 84 و 90 .
32 . همان، شماره 44336 . ص 251، مؤسسه الرساله، بیروت، 1409 ق .
33 . ر . ک: الصواعق المحرقه، ص 133 طبع قدیم; راس الحسین لابن تیمیه، ص 176 و 177 .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر