۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

اهل سنت و سنت لعن


پدیدآورنده: محمدحسن قدردان قراملکی ،

،
یادآوری ضروری:
نوشتار زیر، گرچه به یک موضوع اختلافی می‏پردازد و ممکن است در دیدگاه پاره‏ای از اهل سنت و یا شیعیان وحدت‏گرا، سوژه‏ای نامناسب جلوه کند، اما واقعیت آن است که سنت عزاداری با لعن و نفرین یزید (خلیفه دوم اموی) همراه بوده است . بیان این نکته که شیعیان در این باور و رفتار موافقانی از اهل سنت دارند، می‏تواند متعصبان اهل سنت را آرام سازد و از بدبینی و اتهام به شیعه بازدارد .
«پگاه‏»
تاریخ از یزید به عنوان یک حاکم ستمگر و شخصی فاسق و با ناهنجاری‏های اخلاقی یاد کرده است . انهدام کعبه و محاصره شهر مدینه و کشتار اهالی آن به دلیل عدم بیعت و از همه مهم‏تر جریان کربلا و به شهادت رساندن امام حسین (ع) که قداست و شخصیت و قرابت وی با پیامبر اسلام (ص) قابل تردید نیست، موجب تنفر و انزجار مسلمانان را فراهم کرده است . شیعیان و همچنین مردم اهل سنت، تنفر و انزجار خود را با لعن به یزید و حمایت از نهضت‏حسینی و زنده کردن آن نشان می‏دهند .
شاید این توهم به وجود آید که لعن یزید به مکتب شیعه اختصاص دارد و اصولا اهل سنت از یزید به نیکی یاد کرده، حداقل مخالف لعن وی باشند . نیم نگاهی به تاریخ و دیدگاه‏های بزرگان اهل سنت، بطلان توهم فوق را ثابت می‏کند .
نخست‏به این نکته اشاره می‏کنیم که فسق و فجور او در میان اهل سنت مورد اجماع و اتفاق است و اختلاف در دو مسئله مطرح است: یکی درباره کفر یزید که آیا وی با این اقدامات خود از اسلام خارج و کافر شده است‏یانه؟ مسئله دوم لعن یزید با ذکر اسم وی می‏باشد . عالمان اهل سنت که فاسق بودن یزید را می‏پذیرند، درباره لعن وی دو گروه شده‏اند: گروه اول معتقدند که اعمال فسق و فجور یزید و کشتار بی‏رحمانه مردم مکه و حادثه کربلا دلیل جواز لعن یزید است; گروه دوم مدعی‏اند که اعمال فوق مجوز لعن نمی‏شود، و لعن به اسم یزید متوقف بر کفر او است و چون کفر یزید محرز نیست، لعن او جایز نیست . گروه دوم در عین حال قایل به جواز لعن به صورت عام هستند; مثلا: «لعنت‏خدا بر قاتل و قاتلان حسین و راضیان به آن‏» .
با این توضیح به صورت مستند به آرای چند عالم معروف اهل سنت در فاسق بودن یزید و جواز لعن وی اشاره می‏شود . نکته قابل ذکر اینکه لعن در لغت‏به معنای دوری و تنفر است و وقتی گفته می‏شود «لعنت‏خداوند بر شخص خاص باد» مقصود از آن دوری رحمت و عنایت الهی از او است .
عبدالله بن حنظله: وی که فرزند حنظله غسیل الملائکه است‏با حکومت‏یزید بیعت نکرد و در مدینه یکی از رهبران مخالف بود . وی دلیل قیام و مقابله با یزید را اعمال فسق او مانند نکاح با محارم، شرب خمر و ترک نماز ذکر می‏کند .
والله ما خرجنا علی یزید حتی خفنا ان نرمی بالحجارة من اسماء انه [یزید] رجل ینکح امهات الاولاد و البنات و الاخوات و یشرب الخمر و یدع الصلوة . (1)
امام احمد بن حنبل: وی که معمار و مؤسس فقه حنبلیه اهل سنت است، در پاسخ به سؤال عبدالله فرزند خود، از جواز لعن یزید، به ورود لعن وی در قرآن اشاره می‏کند و می‏گوید: «کیف لا یلعن من لعنه الله تعالی فی کتابه‏» . (2)
عبدالله که از پاسخ پدرش غافلگیر شده بود، با حالت تعجب از پدرش پرسید که من همه قرآن را تلاوت کرده‏ام و در آن لعن یزید را نیافتم . «فقال عبدالله: قرئت کتاب الله عز و جل فلم اجد فیه لعن یزید» .
امام احمد بن حنبل در پاسخ به آیه ذیل استشهاد کرد:
«فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم، اولئک الذین لعنهم الله فاصمهم و اعمی ابصارهم‏» . (3)
ابوحنیفه و مالک: مؤسس فقه حنفیه و مالکیه اهل سنت‏بنا به گزارش ابن عماد، با لعن یزید موافق بودند و دلیل آن را قماربازی و دائم‏الخمر بودن یزید ذکر می‏کنند . (4)
ابن خلدون: وی یزید را فاسق معرفی می‏کند و قیام امام حسین (ع) را به دلیل ظهور و آشکار شدن فسق یزید می‏داند .
«و اما الحسین (ع) فانه لما ظهر فسق یزید عند الکافة من اهل عصره فرای الحسین ان الخروج علی یزید متعین‏» . (5)
وی شرط عدم قیام علیه حاکم وقت را عدالت وی می‏داند که در یزید منتفی بود و لذا ابن خلدون شهادت امام (ع) توسط یزید را از اعمال تاکیدکننده فسق وی بر می‏شمارد و حضرت را شهید و عادل‏ترین زمان خود توصیف می‏کند: (6)
و اعلم انهم ینفذ من اعمال الفاسق ما کان مشروعا و قتال البغاة عندهم من شرطه ان یکون مع الامام العادل و هو مفقود فی مسالتنا . (7)
وی به نقد دیدگاه ابوبکر بن العربی می‏پردازد که به تخطئه حرکت امام (ع) و تصحیح رفتار یزید معتقد بود . ابن خلدون دلیل خطای ابن عربی را غفلت وی از شرط عدالت‏حاکم ذکر می‏کند .
«و هو غلط حملته علیه الغفلة عن اشتراط الامام العادل و من اعدل من الحسین فی زمانه فی امامته و عدالت‏» . (8)
ابن حزم: وی در نقد توجیه رفتار یزید توسط امثال ابن عربی با تمسک به تاویل، خاطر نشان می‏سازد که رفتار یزید، صرف بغی بود; چرا که غرض وی تنها دنیا و حفظ سلطنت‏خود بود .
«قیام یزید بن معاویه لغرض دنیا فقط فلا تاویل له و هو بغی مجرد» . (9)
سیوطی: وی با صراحت در لعن یزید می‏گوید:
«لعن الله قاتله (ع) و ابن زیاد و یزید ایضا» . (10)
ابن تیمیه: وی که از عالمان نامی اهل سنت است، یزید را فردی معرفی می‏کند که از او وقایع و اعمال پست و منکری مانند واقعه حرة سر زده است . وی در کتاب خود «راس الحسین‏» یادآور می‏شود که امام احمد بن حنبل به دلیل فسق، از یزید نقل حدیث نمی‏کرد . و در باره چگونگی رفتار یزید با امام (ع) متذکر می‏شود که وی در مقابل حضرت به وظیفه دینی و واجب خود عمل ننمود و با حضرت عادلانه رفتار نکرد . این در حالی است که از احدی نقل نشده است که آن حضرت بر طریق سوئی بود که استحقاق حد را داشته باشد .
یزید بن معاویة قد اتی امورا منکرة . . . و لاقام [یزید] بالواجب فی الحسین و اهل البیت (رضی الله عنهم) و لم یظهر له من العدل و حسن السیرة ما یوجب حمل امره علی احسن المحامل و لا نقل احد انه کان علی السوء الطریق التی توجب الحد . (11)
امام قرطبی: وی نخست‏حدیث ابوهریره را از پیامبر (ص) نقل می‏کند که فرمود: «هلاک امتی علی ید اغیلمة من سفهاء قریش‏» .
ابوهریره در ذیل حدیث فوق گفته بود که اگر بخواهم می‏توانم آن را مشخص کنم .
«لو شئت ان اقول بنی فلان و بنی فلان لفعلت‏»
قرطبی آنگاه مصادیق حدیث فوق را «یزید» ، «عبید بن زیاد» و دیگر پادشاهان بنی‏امیه ذکر می‏کند .
«و کانهم - والله اعلم - یزید بن معاویة و عبیدالله بن زیاد و من تنزل منزلتهم من احداث ملکوک بنی‏امیه‏» . (12)
قرطبی یکی از فصول کتاب خویش را به مقتل امام حسین (ع) اختصاص می‏دهد و از آن چنین تعبیر می‏کند: «باب ما جاء فی بیان مقتل الحسین رضی الله عنه و لا رضی عن قاتله‏» . (13)
ابن حجر: وی نخست آرای مختلف در کافر یا مسلمان بودن یزید را گزارش می‏کند و فسق و خبیث‏بودن او را مسلم ذکر می‏کند: «و علی القول بانه مسلم فهو فاسق شریر سکیر جائر» . (14)
وی کفر یزید را برنمی‏تابد و لذا مخالف وی است; با این حال، وی را فاسق و خبیث می‏شناساند .
«لایجوز لعن یزید و ان کان فاسقا خبیثا» . (15)
قایلان به کفر
در آغازین مقاله گفته شد که فسق و فجور یزید، مورد اتفاق علمای اهل سنت است; اما برخی دیگر یزید را کافر معرفی می‏کنند که اینجا به بعضی اشاره می‏شود:
ابن عقیل: وی - بنا به نقل سبط ابن جوزی - یزید را کافر و دلیل مدعای خود را اشعار کفرآمیز وی در مجلس اسرای کربلا در شام ذکر می‏کند که معروف‏ترین مصرع آن عبارت است از: «لا وحی و نبی منزل‏» .
«و مما یدل علی کفره و زندقته اشعاره التی افصح بها بالالحاد و ابان عن خبث الضمائر و سوء الاعتقاد» . (16)
مجاهد: وی که از مفسران متقدم است، با اشاره به اشعار یزید در مجلس اسرا می‏گوید: «نافق فیها» . (17)
سبط بن جوزی: وی بعد از نقل رای ابن عقیل به تایید دیدگاه وی می‏پردازد . (18)
تفتازانی: وی از متکلمان برجسته اهل سنت است و بر خلاف توجیه بعضی، یزید را مسبب اصلی شهادت امام (ع) معرفی می‏کند که خودش بدان امر کرده و راضی بود; پس جای تردید در لعن و کفر وی نیست:
والحق ان یزید یقتل الحسین (رض) و استبشاره بذلک و اهانته اهل بیت النبوة مما تواتر معناه و ان کانت تفاصیله آحادا فنحن لا نتوقف فی شانه بل فی ایمانه لعنة الله علیه و انصاره و اعوانه . (19)
آلوسی (صاحب تفسیر روح المعانی) : وی که مفتی اعظم اهل سنت عراق بود، در تفسیر خود در مواضع متعدد به این مسئله پرداخته است، و درباره لعن یزید صراحتا از آن دفاع می‏کند:
لا توقف فی لعن یزید لکثرة اوصافه الخبیثة و ارتکابه الکبائر فی جمیع ایام تکلیفه و یکفی ما فعله ایام استیلائه باهل المدینه و مکة‏و الطامة الکبری ما فعله باهل البیت و رضاه بقتل الحسین (علی جسده و علیه الصلاة و السلام) و استبشاره بذلک و اهانته لاهل بیته مما تواتر معناه . (20)
آلوسی نظر نهایی خود را درباره کفر یزید چنین می‏نویسد:
«ان الذی یغلب علی ظنی ان الخبیث لم یکن مصدقا برسالة النبی (ص . .). و لم یتصور ان یکون له مثل من الفاسقین و الظاهر انه لم یتب‏» . (21)
امام شوکانی (م 1255 ق) : وی می‏گوید برخی از اهل علم، راه افراط پیش گرفته و حکم نمودند که این نوه پیامبر (ص) از فرد شرابخوار و دائم‏الخمر نافرمانی نموده است و حرمت‏یزید بن معاویه را هتک نموده است . خداوند آنان را لعنت کند! چه سخنان تعجب‏انگیزی گفته‏اند که از شنیدن آنها موی بر بدن انسان راست می‏شود!
و لقد افرط بعض اهل العلم کالکرامیة و من وافقهم فی الجمود علی احادیث الباب حتی حکموا بان الحسین رضی الله عنه و ارضاه باغ علی الخمیر السکیر الماتک لحرم الشریعة المطهرة یزید بن معاویة لعنهم الله فیا لله العجب من مقالات تقشعر منها الجلود و یتصدع من سماعها کل جلمود . (22)
دیدگاه معاصران: در اینجا به گزارش چند دیدگاه اندیشوران معاصر اهل سنت می‏پردازیم:
شیخ محمد عبده: او می‏گوید: «فخروج الامام الحسین (ع) السبط (ع) علی یزید الظالم الفاسق کان حقا موافقا للشرع‏» . (23)
و در جای دیگر حکومت‏یزید را حکومت مکر و خود وی را دیکتاتور توصیف می‏کند و طرفداران او را کرامیه و نواصب می‏خواند و سپس نفرینشان می‏کند .
«خروج الامام الحسین سبط الرسول (ص) علی امام الجور و البغی الذی ولی امر المسلمین بالقوة و المکر یزید بن معاویة خذله الله و خذل من انتصر له من الکرامیة و النواصب‏» . (24)
رشید رضا: وی با وجود این که خروج علیه حاکم جور را تایید نمی‏کند، اما جریان امام حسین (ع) را از آن استشنا کرده، یزید را شرابخوار و هاتک شریعت الهی می‏خواند .
«ان الحسین السبط (رض) باغ علی الخمیر السکیر الماتک الحرم الشریعة المطهرة یزید بن معاویة لعنه الله فیا لله العجب من مقالات تقشعر منها الجلود و یتصدع من سماعها کل؟» (25)
اقبال لاهوری
چون خلافت رشته از قرآن گسیخت
حریت را زهر اندر کام ریخت
بهر حق در خاک و خون گردیده است
پس بنای لا اله گردیده است
تیغ بهر عزت دین است و بس
مقصد او حفظ آیین است و بس
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت‏خوابیده را بیدار کرد
تیغ لا چون از میان بیرون کشید
از رگ ارباب باطل خون کشید
تار ما از زخمه‏اش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز
ای صبا ای پیک دور افتادگان
اشک ما بر خاک پاک او رسان (26)
اشاره‏ای به مبانی جواز لعن
در این بخش از مقاله اشاره‏ای به مبانی و ادله فقهی جواز لعن یزید می‏کنیم:
1 . قرآن
نگاهی به آیات لعن نشان می‏دهد که در قرآن کریم علاوه بر لعن کفار، اهل کتاب و مشرکان بعضی مسلمانان با عناوین مختلف مشمول لعن الهی می‏شود . به دیگر سخن، موضوع لعن و ملاک و مجوز آن تنها کفر، شرک نیست، بلکه عناوینی چون قتل عمد، اذیت‏خدا و رسول الهی، فساد در زمین، قطع رحم، تهمت و ظلم نیز مجوز لعن به شمار می‏آیند که به بعضی آیات اشاره می‏شود:
1 . «و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه‏» . (27)
آیه فوق قتل عمد را موجب آتش جهنم و لعن الهی می‏داند .
2 . «ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخرة‏» . (28)
این آیه آزار و اذیت‏خدا و رسولش را به صورت مطلق، یعنی اعم از مسلمان و کافر موجب لعن خدا در دنیا و آخرت برمی‏شمارد .
3 . «فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله‏» . (29)
آیه فوق فساد در زمین و قطع رحم را مستحق لعن الهی ذکر می‏کند .
4 . «ان الذین یرمون المحسنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الاخرة‏» . (30)
آیه مزبور تهمت‏به زنان پاکدامن را موجب لعن در دنیا و آخرت می‏داند .
5 . «و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار» . (31)
این آیه نقض عهد الهی و فساد در زمین را موجب لعن و عاقبت‏بد می‏داند .
وجه مشترک آیات فوق این است که ملاک لعن تنها کفر و شرک نیست، بلکه لعن الهی بر مسلمانی که دارای یکی از صفات فوق (قتل عمد، آزار خدا و رسولش، فساد در زمین، قطع رحم، تهمت) باشد، شامل می‏شود . لذا استدلال مخالفان، جواز لعن یزید مبنی بر عدم کفر یزید آشکار می‏شود که اشاره خواهد شد .
اما تحقق صفات فوق در یزید با نیم نگاهی به منابع تاریخی روشن می‏شود . فساد یزید در زمین با انهدام کعبه، کشتار و سرکوب قیام مردم مدینه و ترویج قمار و شرابخواری و از همه مهم‏تر حادثه کربلا روشن و شفاف است .
با انهدام کعبه و کشتار امام حسین و اهل بیت نبوت موجب اذیت و آزار خدا و پیامبر اسلام (ص) را فراهم آورد . همچنین امام حسین که رحم پیامبر اسلام بود و در قرآن و روایت نبوی مورد سفارش اکید قرار گرفته بود، با شهادت آن حضرت، یزید به قطع رحم رسول الهی دست زد این آیه مورد استدلال امام احمد بن حنبل نیز قرار گرفته بود که گذشت .
اما قتل عمد امام حسین (ع) و اهل بیت نبوت و دیگر مظلومان در دوران حکومتش - هر چند به صورت سببی - نیاز به توضیح ندارد .
پس، از نظر قرآن یزید به دلیل اعمال زشت متعدد خود استحقاق لعن الهی را دارد . علاوه بر این که بعضی در اسلام یزید تردید کرده، او را کافر می‏دانند که در این صورت آیات لعن کافران نیز شامل حال وی می‏شود .
روایات نبوی
در روایات منقول از پیامبر اسلام (ص) که در کتب اهل سنت گزارش شده است، لعن الهی شامل مسلمانان گناهکار خاص می‏شود که این جا می‏توان به حلال شمردن از عترت پیامبر، آنچه را حرام است، ترک سنت پیغمبر، جاری کردن حد یا قتل بدون حق، اشاره کرد .
1 . «سبعة لعنتهم کل بنی مجاب . . . المستحل من عترتی ما حرم الله و التارک لسنتی‏» . (32)
در این که یزید به عنوان خلیفه مسلمانان با تظاهر به قماربازی، شرابخواری و کشتن رحم پیامبر (ص) یعنی امام حسین (ع) ترک سنت پیامبر کرده و خون عترتش را که حرام بود، حلال کرد، تردیدی نیست، لذا براساس حدیث فوق یزید استحقاق لعن را دارد .
2 . من احدث او آوی محدثا فعلیه لعنة‏الله و الملائکة و الناس اجمعین قیل یا رسول الله ما الحدث؟ قال: من جلد بغیر حد لو قتل بغیر حق‏» . (33)
در این حدیث پیامبر (ص) زدن تازیانه بدون حد شرعی و قتل بدون حق را موجب لعن خدا، فرشتگان و همه مردم می‏داند . شمول حدیث فوق بر اعمال یزید در کشتار کربلا و اسارت اهل بیت نبوت و دیگر جنایت‏های وی روشن است .
از مبانی پیشین سستی ادعای مخالفان لعن یزید، مانند غزالی، ابن صلاح، ابن حجر و ابن تیمیه روشن می‏شود که مدعی بودند لعن به کفر اختصاص دارد . (34)
پی‏نوشت‏ها:
1 . نقل از: ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، ص 132، طبع قدیم و ص 221 طبع جدید
2 . همان، ص 133 و نیز: آلوسی، تفسیر روح المعانی، ج 26، ص 72 .
3 . سوره محمد، آیه 22 و 23 .
4 . ابن عماد، شذرات الذهب، ج 3، ص 179 .
5 . تاریخ ابن خلدون، ج 1، (مقدمه)، ص 269 و 270 .
6 . همان .
7 . همان، ص 271 .
8 . همان .
9 . ابن حزم، المحلی، ج 11، ص 98 .
10 . سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 231 .
11 . ابن تیمیه، راس الحسین، مندرج در: استشهاد الحسین ابن کثیر، ص 179 و 181، دارالمدنی للنشر و التوزیع، جده، بی تا .
12 . شمس الدین قرطبی، التذکره فی احوال الموتی و امور الاخره، ص 642 .
13 . الصواعق المحرقه، ص 132 طبع قدیم .
14 . همان، ص 133 .
15 . تذکره الخواص، ص 298 .
16 . کتاب الربعلی المتعصب العنید، ص 48 .
17 . رسائل الجافظ، رساله یازدهم، به نقل از همان .
18 . شرح العقاید النسفیه، ص 8 - 247 .
19 . تفسیر روح المعانی، ج 26، ص 72 .
20 . همان، ص 73 .
21 . نیل الاوطار، ج 7، ص 176، دارالجیل، بیروت، بی تا .
22 . تفسیر المنار، ج 12، ص 83 .
23 . همان، ج 6، ص 367 .
24 . همان، ج 12، ص 185 .
25 . کلیات اشعار فارسی اقبال، ص 75، به تصحیح احمد سروش .
26 . نساء، 93 .
27 . احزاب: 57 .
28 . محمد: 22 و 23 .
29 . نور: 23 .
30 . رعد: 25 .
31 . کنز العمال ش 44038 و 44024، ج 16، ص 84 و 90 .
32 . همان، شماره 44336 . ص 251، مؤسسه الرساله، بیروت، 1409 ق .
33 . ر . ک: الصواعق المحرقه، ص 133 طبع قدیم; راس الحسین لابن تیمیه، ص 176 و 177 .

هیچ نظری موجود نیست: