خلاصه:
«فلئن اخرتنى الدهور، و عاقنى عن نصرك المقدور، و لم اكن لمن حاربك محاربا و لمن نصب لك العداوة مناصبا، فلاندبنك صباحا و مساءا، و لا بكين لك بدل الدموع دما، حسرة عليك، و تاسفا على ما دهاك، و تلهفا حتى اموت بلوعة المصاب، و غصة الاكتياب.
اى جد بزرگوارم! اگر روزگاران، حيات مرا بهتاخير افكنده و مقدرات الهى مرا از ياريتبازداشته است، و در زمان تو نبودم تا با دشمنانتبهستيز و دشمنى برخيزم. پس هر صبح و شام بر تو ناله كرده و بهجاى اشك برايتخون مىگريم; بهخاطر حسرت بهتو و اندوه و تاسف براى آنچه بر تو وارد آمد. و آنقدر در سوز و گداز و شعلههاى غم و اندوه مىسوزم تا از شدت مصيبت و غصه، دق كرده و جان بسپارم.
(فرازى از زيارت ناحيه مقدسه)
كتاب «المزار» للشيخ المفيد (ره)
امام باقر، عليهالسلام، فرمودند:
«لو يعلم الناس ما فى زيارة الحسين، عليهالسلام، من الفضل لماتوا شوقا و تقطعت انفسهم، عليهم، حسرات».
اگر مردم ثواب و فضيلت زيارت حسين، عليهالسلام، را مىدانستند، از شدت اشتياق جان مىباختند و دلهاشان از حسرت و تمناى آن پاره مىشد.
(كامل الزيارات، ص 143)
امام صادق، عليهالسلام، فرمودند:
«من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين، عليهالسلام، و حب زيارته.»
هركس كه خدا خير و سعادتش را خواهد، محبتحسين و زيارت حسين را در دلش افكند.
(كامل الزيارات، ص 142)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر