منابع مقاله:
مجله بازتاب انديشه، شماره 36، غدیری، سلمان؛
انتخاب ، 14/12/81
برائتيعنی چه؟ چه لزومی دارد؟ حدود آن چيست؟ چرا بايد نسبتبه عدهای برائت داشت؟ و سرانجام آيا برائتبا روح رحمت عمومی حاکم بر دين اسلام مغاير استيا خير؟
واژه «برء» دارای دو معنا است: يکی آفريدن و ديگری خلاص شدن و کنار کشيدن از چيزهايی که نزديکی با آنها ناپسند است . منظور اين مقاله، معنای اخير است . با توجه به اين معنا، جايگاه خداوند در اعلان و انجام برائت در صدر اين هرم است . پيامبر بلندمرتبه اسلام در رتبه دوم قرار دارد و در ذيل ايشان، پيامبران اولوالعزم و بزرگواری چون ابراهيم عليه السلام میدرخشند و در قاعده هرم، مؤمنان، قرار دارند .
به جرات میتوان گفت که اصل برائت، از حقايق مسلم دينی - قرآنی است که مانند ساير امور قرآنی مصداقيابی دقيق آن به لسان معصومين عليهم السلام سپرده شده است . اگر در زيارت عاشورا به کرات از اين واژه استفاده شده است، در واقع، اقتدايی به اين سنتحسنه ابراهيمی بودهاست .
تولی و تبری دو اصل مهم از امور دينی است; يعنی روح و قلب آدمی میبايد حالتی پويا و تحريکپذير داشته باشد و همواره سبتبه دشمنان پيامبر و امامان عليهم السلام مصداقی واقعی يافته، از ايشان بيزار و برکنار باشد (تبری) . دوستی با دشمنان خدا، هرچند ناچيز و نامقدار به نظر رسد، بسيار است . همچنين دوستی نسبتبه دوستان خدا که با معرفی حق تعالی در قالب دوستان پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام مصداق يافتهاند، تا جايی که با ايشان همنوا و همسو محسوب شويم، همان تولی است . البته اين دوستی درجات مختلف دارد و هر چه بيشتر باشد، اثر مطلوبتری بر جای میگذارد .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر